bad
A1صفت/US /bæd/ băd; UK /bæd/ băd/
بد، بی محل، لاوصول
JadoLearn Dictionary
معنی bad به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بد، بی محل، لاوصول
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نابود کننده
مضر
مضر
پر آزار
سوء، بدی، خبیثه
منحوس، پست فطرت، شقی
تباه شدن، انحراف اخلاقی، تباه کردن
بدکردار، بداندیش، بدذات
بدسگال، بی پیر، بدطینت
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.