banishment
C1اسم/US /bˈænɪʃmənt/ BĂN-ĭshm-ənt; UK /bˈænɪʃmənt/ BĂN-ĭshm-ənt/
نفی، نفی بلد، تبعید
JadoLearn Dictionary
معنی banishment به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نفی، نفی بلد، تبعید
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نفی بلد
بیرون شدگی، اخراج، طرد
نفی بلد، غربت، نفی بلد کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.