barter
C1اسم/US /bˈɑrtɚ/ BÄRT-ər; UK /bˈɑrtɚ/ BÄRT-ər/
پایاپای، دادوستد کالا، تهاتر
JadoLearn Dictionary
معنی barter به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایاپای، دادوستد کالا، تهاتر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
طرز رفتار، سروکار، راست باز
تردد، آمد وشد کردن، ایاب و ذهاب
صنف، تجاری، تجارت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.