bend
A1اسم/US /bɛnd/ bĕnd; UK /bɛnd/ bĕnd/
چنبره، کج کردن، دولاکردن
JadoLearn Dictionary
معنی bend به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چنبره، کج کردن، دولاکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دولاشدن، خشوع کردن
دور کردن
آرشه، پاپیون، دماغه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.