blend
A1اسم/US /blɛnd/ blĕnd; UK /blɛnd/ blĕnd/
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
JadoLearn Dictionary
معنی blend به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترکیب شدن، امتزاج، در آمیختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترکیب شدن، ادغام، آموخته کردن
فتیله، گداختن
مخلوط کردن، فرا گرفتن، موتلف شدن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.