bruise
A1اسم/US /bruːz/ bro͞oz; UK /bruːz/ bro͞oz/
کوفتگی، تباره، ضربت دیدن
JadoLearn Dictionary
معنی bruise به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کوفتگی، تباره، ضربت دیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عرعر، عرعر کردن
رطل، لیره، پوند
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.