build
A1اسم/US /bɪld/ bĭld; UK /bɪld/ bĭld/
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
JadoLearn Dictionary
معنی build به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بر پا کردن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
یافتشده، پیدا شده، پایه گذاری کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.