call
A1اسم/US /kɔl/ kôl; UK /kɔl/ kôl/
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی call به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دعوت کردن، صلا در دادن، وعده گرفتن
مزایده، توپ زدن، قیمت خرید
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
فراهم آمدن، هم گذاردن، سوار کردن
جمع کردن، اخذ کردن، تدوین کردن
اخطار کردن، هشدار دادن
جار کشیدن، جار زدن، جار
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.