cash
A1اسم/US /kæʃ/ kăsh; UK /kæʃ/ kăsh/
نقد کردن، صندوق پول، نقدی
JadoLearn Dictionary
معنی cash به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نقد کردن، صندوق پول، نقدی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سکه برو، پول، مسکوک
سکه، سکه زدن
وابسته بسکه
ارز
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.