check
A1اسم/US /tʃɛk/ chĕk; UK /tʃɛk/ chĕk/
چک، خد، چک خد
JadoLearn Dictionary
معنی check به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چک، خد، چک خد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سبب تاخیر، عایق، بازماندگی
ایجاد وقفه، وقفه
گرفتگی، انسداد، سده
توبیخ کردن، توبیخ
زخم زبان
عتاب
تودهنی، تو دهنی، پس زدن
ته چک، ته قبض
موازنه کردن
بلیت، بلیط
طوقه، جدول
دهنه کردن، عنان، افسار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.