clamor
C2اسم/US /klˈæmɚ/ KLĂM-ər; UK /klˈæmɚ/ KLĂM-ər/
سروصدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی clamor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سروصدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
علامت تعجب، غریو
سروصدا کردن، همهمه، سروصدا
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.