closeness
C1اسم/US /klˈoʊsnɪs/ KLŌSN-ĭs; UK /klˈoʊsnɪs/ KLŌSN-ĭs/
نزدیکی، تقریب، نزدیکی تقریب
JadoLearn Dictionary
معنی closeness به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نزدیکی، تقریب، نزدیکی تقریب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنگی، ضیق، باریکی
سختگیری، سختی
پوشیدگی، پرده پیشی، نهفتگی
قرب
محرمیت، دمسازی، صمیمیت
سفتی
خست، بخل، خسیسی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.