collect
A1اسم/US /kəlˈɛkt/ kəl-ĔKT; UK /kəlˈɛkt/ kəl-ĔKT/
جمع کردن، اخذ کردن، تدوین کردن
JadoLearn Dictionary
معنی collect به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جمع کردن، اخذ کردن، تدوین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فراهم آمدن، هم گذاردن، سوار کردن
جمع شدن؛ انباشتن
جمع شده، متراکم ساختن
توده کردن
استنباط کردن، استقراء کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.