collision
C1اسم/US /kəlˈɪʒən/ kəl-ĬZH-ən; UK /kəlˈɪʒən/ kəl-ĬZH-ən/
مصادمت، اصابت، تصادم
JadoLearn Dictionary
معنی collision به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مصادمت، اصابت، تصادم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
مواجه گردیدن، برخورد، تقابل
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.