conduct
A1اسم/US /kˈɑndəkt/ KÄND-əkt; UK /kˈɑndəkt/ KÄND-əkt/
رفتار، کردار، رفتار کردار
JadoLearn Dictionary
معنی conduct به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رفتار، کردار، رفتار کردار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رفتار، اخلاق، سلوک
یاتاقان
مدریت، مدیریت، کارفرمانی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.