confirm
C1اسم/US /kənfˈɝm/ kənf-ƏRM; UK /kənfˈɝm/ kənf-ƏRM/
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
JadoLearn Dictionary
معنی confirm به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تایید کردن، تسجیل کردن، تنفیذ کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
جا انداختن، استوارکردن، مرمت کردن
به تصویب رساندن، بتصویب رساندن
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
محقق کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.