consolidate
C2صفت/US /kənsˈɑlɪdˌeɪt/ kəns-ÄL-ĭd-āt; UK /kənsˈɑlɪdˌeɪt/ kəns-ÄL-ĭd-āt/
تحکیم کردن، یک رقم کردن، مستحکم کردن
JadoLearn Dictionary
معنی consolidate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحکیم کردن، یک رقم کردن، مستحکم کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترکیب شدن، ادغام، آموخته کردن
محکم شدن، بادوام نمودن، سفت کردن
فشرده، فشرده کردن
متراکم کردن، متراکم، متراکم شدن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.