contradict
C2فعل/US /kˌɑntrədˈɪkt/ käntr-əd-ĬKT; UK /kˌɑntrədˈɪkt/ käntr-əd-ĬKT/
تناقض داشتن، خلاف گفتن، تناقض داشتن خلاف گفتن
JadoLearn Dictionary
معنی contradict به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تناقض داشتن، خلاف گفتن، تناقض داشتن خلاف گفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
اختصاص دادن، تخصیص دادن، اختصاص کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.