cool
A1صفت/US /kuːl/ ko͞ol; UK /kuːl/ ko͞ol/
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
JadoLearn Dictionary
معنی cool به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
خیشتن دار
خاطرجمع، متشکل
تنفر آور، متنفر کننده، زننده
خنک
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.