corpulent
C2صفت/US /ˈkɔrpʌlɛnt/ CORPULENT; UK /ˈkɔrpʌlɛnt/ CORPULENT/
تنومند
JadoLearn Dictionary
معنی corpulent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تنومند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قوی بنیه، بزن بهار، نوعی آبجو
گوشتدار، پرگوشت، گوشتالو
تنه دار، جسیم
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.