corruption
C1اسم/US /kɚˈʌpʃən/ kər-ŬPSH-ən; UK /kɚˈʌpʃən/ kər-ŬPSH-ən/
تطمیع، تباهی، بدراهی
JadoLearn Dictionary
معنی corruption به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تطمیع، تباهی، بدراهی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عفونت
عدم خلوص، آلایش، آلوده سازی
محرومیت، انعزال
استحاله
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.