cut-off
C2اسم/US /kˈʌtˌɔf/ KŬT-ôf; UK /kˈʌtˌɔf/ KŬT-ôf/
قطع کردن، منقطع ساختن، بریده شده
JadoLearn Dictionary
معنی cut-off به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قطع کردن، منقطع ساختن، بریده شده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
آمرزش؛ بخشایش رسمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.