decay
A1اسم/US /dɪkˈeɪ/ dĭk-Ā; UK /dɪkˈeɪ/ dĭk-Ā/
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
JadoLearn Dictionary
معنی decay به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انحطاط، رو به زوال بودن، کاهش
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.