depression
C1اسم/US /dɪprˈɛʃən/ dĭpr-ĔSH-ən; UK /dɪprˈɛʃən/ dĭpr-ĔSH-ən/
گود شدگی، فرورفتگی، پریشانی
JadoLearn Dictionary
معنی depression به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گود شدگی، فرورفتگی، پریشانی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خواری؛ تحقیر
تقلیل، تخفیف، فروکش
فروبرنده، فروبری، فروکش
سقوط، سقوط کردن، نازل شدن
احساس حقارت، مذلت، خفض
پژمانی، پژمردگی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.