device
C2اسم/US /dɪvˈaɪs/ dĭv-ĪS; UK /dɪvˈaɪs/ dĭv-ĪS/
دستگاه
JadoLearn Dictionary
معنی device به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دستگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تمهید
نوآورده، اختراع، ابداع
طرح کردن، نقش زدن، رسم
نقشه طرح کردن
طرح ریزی کردن، پروژه، طرح
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.