devote
C2اسم/US /dɪvˈoʊt/ dĭv-ŌT; UK /dɪvˈoʊt/ dĭv-ŌT/
وفق دادن، چیزی راوقف کردن، خاص کردن
JadoLearn Dictionary
معنی devote به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وفق دادن، چیزی راوقف کردن، خاص کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
وفق دادن، اهداء کردن، وفق کردن
تقدیس کردن، ویژه کردن
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
سرنوشت معین کردن، مقدر کردن، مقدر ساختن
سرنوشت بد
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.