disadvantage
A1اسم/US /dˌɪsədvˈæntɪdʒ/ dĭs-ədv-ĂNT-ĭj; UK /dˌɪsədvˈæntɪdʒ/ dĭs-ədv-ĂNT-ĭj/
وضع نامساعد
JadoLearn Dictionary
معنی disadvantage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وضع نامساعد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ضرر
للطمه، گزند، صدمه
آسیب دیدن، ظلم کردن، درد آوردن
زیان، ضرر، ضایعه
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.