disfigure
C2اسم/US /dɪsfˈɪɡjɚ/ dĭsf-ĬGY-ər; UK /dɪsfˈɪɡjɚ/ dĭsf-ĬGY-ər/
بدترکیب کردن، بدریخت کردن، بی اندام کردن
JadoLearn Dictionary
معنی disfigure به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بدترکیب کردن، بدریخت کردن، بی اندام کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدشکل کردن، دشدیسه کردن، بدترکیب کردن
زیان رساندن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.