disloyal
C1صفت/US /dɪslˈɔɪəl/ dĭsl-OI-əl; UK /dɪslˈɔɪəl/ dĭsl-OI-əl/
نمک بحرام، بی وفا، خیانتکار
JadoLearn Dictionary
معنی disloyal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نمک بحرام، بی وفا، خیانتکار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نامطیع، نافرمان، عاق
بی وفا، بی اعتقاد، بی ایمان
غیرواقعی، غیر واقع، عاری از حقیقت
خیانت کار، خیانت پیشه، غادر
متقلب، کج معامله، بدحساب
تلون مزاج
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.