disorderly
C1صفت/US /dɪsˈɔrdɚliː/ dĭs-ÔRD-ərl-ē; UK /dɪsˈɔrdɚliː/ dĭs-ÔRD-ərl-ē/
بی نظم، بی ترتیب، غیر منظم
JadoLearn Dictionary
معنی disorderly به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی نظم، بی ترتیب، غیر منظم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
بدوناسلوب
سردرگم، خر تو خر، حیران و سرگردان
بهم ریخته، پر آشوب
غیر معتدل، مفرط
سرکش
بی قانونی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.