display
A1اسم/US /dɪsplˈeɪ/ dĭspl-Ā; UK /dɪsplˈeɪ/ dĭspl-Ā/
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
JadoLearn Dictionary
معنی display به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ابراز داشتن، جلوه گر ساختن، نمایش دادن
ظاهر کردن، بازنمود کردن، باهر
جولان، رژه، سان
ریع کردن، منبسط ساختن، توسعه یافتن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.