embellish
C1اسم/US /ɪmbˈɛlɪʃ/ ĭmb-ĔL-ĭsh; UK /ɪmbˈɛlɪʃ/ ĭmb-ĔL-ĭsh/
زیبا کردن، زینت دادن، زیبا کردن زینت دادن
JadoLearn Dictionary
معنی embellish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زیبا کردن، زینت دادن، زیبا کردن زینت دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زیبا کردن، قشنگ کردن، دارای ظاهرخوب کردن
سطحه، عرشه
آراستن، آرایش کردن، آذین کردن
غنی کردن، توانگر کردن، پرمایهکردن
زیور، دستینه، پیرایه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.