employment
C1اسم/US /ɛmplˈɔɪmənt/ ĕmpl-OIM-ənt; UK /ɛmplˈɔɪmənt/ ĕmpl-OIM-ənt/
کارمندی، استخدام، کارگزینی
JadoLearn Dictionary
معنی employment به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارمندی، استخدام، کارگزینی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
کسب، کاسبی، معامله
اشتغال، تصرف، نوکری
فراخوانی، فراخواننده
دفتر، منصب، معاونت
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
صنف، تجاری، تجارت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.