encircle
C1اسم/US /ɛnsˈɝkəl/ ĕns-ƏRK-əl; UK /ɛnsˈɝkəl/ ĕns-ƏRK-əl/
دورگرفتن، دورچیزی گشتن، دورگرفتن دورچیزی گشتن
JadoLearn Dictionary
معنی encircle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دورگرفتن، دورچیزی گشتن، دورگرفتن دورچیزی گشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
احاطه شدن، احاطه کردن، محاصره کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.