endeavor
C2اسم/US /ɪndˈɛvɚ/ ĭnd-ĔV-ər; UK /ɪndˈɛvɚ/ ĭnd-ĔV-ər/
جدیت، مجاهدت، سعی بلیغ
JadoLearn Dictionary
معنی endeavor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جدیت، مجاهدت، سعی بلیغ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کوشش، سعی کردن، تلاش کردن
جدیت کردن
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
انشاء
مرام، مقصد، کام
محاکمه، دادرسی
تقلا، کوشش، سعی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.