excursion
C1اسم/US /ɪkskˈɝʒən/ ĭksk-ƏRZH-ən; UK /ɪkskˈɝʒən/ ĭksk-ƏRZH-ən/
کشتی تفریحی، مسافرت تفریحی، کشتی تفریحی مسافرت تفریحی
JadoLearn Dictionary
معنی excursion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کشتی تفریحی، مسافرت تفریحی، کشتی تفریحی مسافرت تفریحی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رحیل، مسافرت
سیاحت کردن، سفر تفریحی کردن، گشت کردن
سر گردانی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.