executive
A1صفت/US /ɪɡzˈɛkjətɪv/ ĭgz-ĔKY-ət-ĭv; UK /ɪɡzˈɛkjətɪv/ ĭgz-ĔKY-ət-ĭv/
مجری، اجرایی، مجری اجرایی
JadoLearn Dictionary
معنی executive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مجری، اجرایی، مجری اجرایی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
غریب، ناسازگار بودن، غریبه بودن
یکجور، همرنگ، همشکل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.