express
A1صفت/US /ɪksprˈɛs/ ĭkspr-ĔS; UK /ɪksprˈɛs/ ĭkspr-ĔS/
ابراز داشتن، اظهار کردن، ابراز کردن
JadoLearn Dictionary
معنی express به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ابراز داشتن، اظهار کردن، ابراز کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صریح
عیان، مبرهن، صاف
بزبان آوردن، غیر عادی، بحداکثر
باشاره فهماندن
شهادت دادن، گواهی دادن
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.