follower
C1اسم/US /fˈɑloʊɚ/ FÄL-ō-ər; UK /fˈɑloʊɚ/ FÄL-ō-ər/
دنباله رو، متاسی، دنبالگر
JadoLearn Dictionary
معنی follower به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دنباله رو، متاسی، دنبالگر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقلد
سالک، حواری، مرید
پارتیزان
موقوف، نان خور، متعلق
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.