fragrant
C1صفت/US /frˈeɪɡrənt/ FRĀGR-ənt; UK /frˈeɪɡrənt/ FRĀGR-ənt/
سمنبر، معطر، بویا
JadoLearn Dictionary
معنی fragrant به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سمنبر، معطر، بویا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مرهمی
تند، تند و تیز، ادویه زده
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.