help
A1اسم/US /hɛlp/ hĕlp; UK /hɛlp/ hĕlp/
دستگیری، کمک، معونت
JadoLearn Dictionary
معنی help به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دستگیری، کمک، معونت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مراعات حال کردن، یاری نمودن، اعانه دادن
موجب کمک
تغییر پست دادن، کارگشایی کردن، آسوده شدن
خدمت انجام دادن، بندگی کردن، تراشه کردن
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
رزق دادن، طاقت آوردن، نفقه دادن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.