incline
C1اسم/US /ˌɪnklˈaɪn/ ĭnkl-ĪN; UK /ˌɪnklˈaɪn/ ĭnkl-ĪN/
سرازیر کردن، شیب دادن، گروانیدن
JadoLearn Dictionary
معنی incline به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرازیر کردن، شیب دادن، گروانیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نشیب، دامنه، شیب
مایل
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.