incurable
C1صفت/US /ˌɪnkjˈʊrəbəl/ ĭnky-O͝OR-əb-əl; UK /ˌɪnkjˈʊrəbəl/ ĭnky-O͝OR-əb-əl/
بیدوا، بهبودی ناپذیر، درمان ناپذیر
JadoLearn Dictionary
معنی incurable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیدوا، بهبودی ناپذیر، درمان ناپذیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چاره ناپذیر، علاج ناپذیر
لاوصول
باز نیافتنی
جبران ناپذیر، بی کفاره، خوب نشدنی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.