insufficient
C1صفت/US /ˌɪnsəfˈɪʃənt/ ĭns-əf-ĬSH-ənt; UK /ˌɪnsəfˈɪʃənt/ ĭns-əf-ĬSH-ənt/
ناکافی، نارسا، غیر کافی
JadoLearn Dictionary
معنی insufficient به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ناکافی، نارسا، غیر کافی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی برکت، نابسنده، نامناسب
غیر کافی
غیریکنواخت، غیریکسان، نامساوی
ناباب، نامناسب کردن
نااهل، بی کفایت، غیر کافی
بی کفایت، ناتوان، عاجز
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.