intelligence
C2اسم/US /ˌɪntˈɛlədʒəns/ ĭnt-ĔL-əj-əns; UK /ˌɪntˈɛlədʒəns/ ĭnt-ĔL-əj-əns/
درایت، شعور، اطلاعاتی
JadoLearn Dictionary
معنی intelligence به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درایت، شعور، اطلاعاتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
برداشت، درک، دریافت
عقل، قوه درک، خرد
دستورالعمل، آموزش، دستور
اطلاع، پند، اندرز
اخطار، اطلاعیه، تنبه
ابلاغ، اخطاریه، اخطار
نیوز، خبری، اطلاعات
اطلاعاتی، آگاهی، اطلاع
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.