interpret
C1اسم/US /ˌɪntˈɝprət/ ĭnt-ƏRPR-ət; UK /ˌɪntˈɝprət/ ĭnt-ƏRPR-ət/
تعبیر کردن، تفسیر کردن، ترجمه شفاهی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی interpret به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعبیر کردن، تفسیر کردن، ترجمه شفاهی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
حل شدن، حل کردن
تسلیم داشتن
بهتفصیل شرح دادن
گشودن سر
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.