irrational
C1صفت/US /ˌɪrˈæʃənəl/ ĭr-ĂSH-ən-əl; UK /ˌɪrˈæʃənəl/ ĭr-ĂSH-ən-əl/
غیر عقلی، غیر عقلانی، جذر اسم
JadoLearn Dictionary
معنی irrational به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیر عقلی، غیر عقلانی، جذر اسم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
سفیه، بی خرد، نابخرد
غیر طبیعی
ناحق، ناحساب، غیرمعقول
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.