latch
C2فعل/US /lætʃ/ lăch; UK /lætʃ/ lăch/
چفت، چفت کردن، چفت چفت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی latch به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چفت، چفت کردن، چفت چفت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
اختصاص دادن، تخصیص دادن، اختصاص کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.