abrogate
C2فعل/US /ˈæbrəɡˌeɪt/ ĂBR-əg-āt; UK /ˈæbrəɡˌeɪt/ ĂBR-əg-āt/
لغو کردن؛ باطل کردن، لغو کردن، باطل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abrogate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لغو کردن؛ باطل کردن، لغو کردن، باطل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لغو کردن؛ برانداختن
سلب کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.