leader
C2اسم/US /lˈiːdɚ/ LĒD-ər; UK /lˈiːdɚ/ LĒD-ər/
پیشقدم، زعیم، پیشوا
JadoLearn Dictionary
معنی leader به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیشقدم، زعیم، پیشوا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عمده، باشی، فرمانده
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.